هيچ الحکايات( هيچکی هيچکس)

ژوئن 7, 2009

آقا يک کلمه…نه بيشتر…نه کمتر…احمدی نژاد بايد بره!

دسته: جدی-سياسی — هیچكی هیچكس @ 3:36 ب.ظ

آقاجان من ديگه کار ندارم به کروبی می خوايم رای بديم يا موسوی…يا حتّی به اون بابا رضائی …من ديگه کار ندارم رای دادن چه میدونم مشروعيت نظامه يامکروهيت اون…من ديگه کار ندارم رای دادن خيانت به آرمان های وطنه يا رای ندادن اوج حماسه و دليری و عمليات پارتيزانی…من کار ندارم کروبی از این و اون پول گرفته يا اعدامها زمان موسوی رخ داده(که البتّه بعدا به این ها هم رسيدگی میشه)…من فعلا و فقط بعد از این مناظره ها با يه چيز کار دارم:
احمدی نژاد بايد بره!
من اون اوايل..و حتی تا قبل از این مناظره ها پيش خودم فکر میکردم این بابا حالا يه دری به تخته خورده و دو تا سفر خارجی رفته بنده خدا جوگير شده…فکر میکردم اینی که میگه يه معلم سادست پر بيراه نميگه و این دوستای بيشرفشن که دارن از سادگيش استفاده میکنن و مال مردم رو بالا میکشن..فکر میکردم این که میگه با مافيای اقتصادی میخواد مبارز ه کنه شايد واقعا بخاطر مردم باشه و نه بخاطر آتو گرفتن از بقيه…
.ولی تو این مناظره ها چهره واقعيش رو ديدم…ديدين تو این فيلمای تخيلی يه جونور کوچولو که بظاهر خيلی هم مظلومه يدفه تبديل به يه هيولا میشه…دقيقا مثل همون صحنه ها…تو چهرش يه مار افعی ديدم که تمام بدبختی های چهار ساله این مردم بنظر میرسه بدون برو برگرد به شخص خودش بر میگرده..فکر کنم همه ما این تيپ افراد رو میشناسيم و باهاشون برخورد داشتيم…موجودات لزجی که مخصوصا بعد از انقلاب معلوم نشد از حلقه کدوم نظريه تکامل يکدفعه خودشون رو نشون دادن و مثل ويروس همه جا پخش شدن…افرادی که اصلا واسشون لذت بخش نيست که از راه معمول و درست به مقاصدشون برسن…افرادی که به تمام معنا ضد ارزش ها رو ارزش میدونن و بهشون زرنگی میگن…افرادی که اگه يه روز دروغ نگن شب خوابشون نميبره…يه روز پرونده سازی نکنن احساس نا امنی میکنن…يه روز مثل انگل از دسترنج بقيه نخورن احساس گشنگی میکنن…يه روز از بقيه مردم پلّه واسه رسيدن به پست و مقام های بالاتر نسازن احساس در جا زدن میکنن…يه روز سرنوشت يه بنده خدا رو عوض نکنن تو رسالتشون احساس شکست میکنن…واسه همه ما رفتار این قبيل افراد آشناست…يه غده سرطانی به تمام معنا که نمونه هاشون رو همه جا ديديم…تو حلقه گزينش واسه کنکور و طرح پاکسازی کارمندان و فرهنگيان تو سالهای نچندان دور…تو کميته انظباطی دانشگاه ها…تو حراست ادارات و …هزار سوراخ سمبه ديگه
کسانی که ضريب لزجتشون بسته به میزان وقاحتشونه واگه يه روزم گير بيفتن مثل يه مار اینقد به خودشون میپيچن و ده برابر چيزی که خودشون بهش متهمن رو به ديگران نسبت میدن که بالاخره بتونن بلغزن و خودشون رو رها کنن…
دوباره بر میگرديم سر خونه اوّل…چيکار می خوايم بکنيم نميدونم…چه روشی رو میخوايم واسه رسيدن به هدف
انتخاب کنيم کاری ندارم…میخوايم رای بديم…آگاه کنيم…فيلم بسازيم…
من فقط يه چيز میدونم…این غده سرطانی رو با هر خسارتی شده بايد کند و اینداخت بيرون…احمدی نژاد بايد بره!

لينک در بالاترين

۱ دیدگاه »

  1. کاملا موافقم. به نظر منم این جناب کمر به نابودی همه بسته..همه ما مردم..همه
    ——————————————————————————-
    يه همّت ميخواد

    Comment با saharlar — ژوئن 7, 2009 @ 3:54 ب.ظ |


RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. آدرس دنبالک

دیدگاه‌تان را بنویسید:

ببخشید، برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید

وبلاگ روی وردپرس.کام.