…اینو جدّی میگم…..جدّی جدّی…..از وقتي شنيدم مردم چطور واسه ديدن فيلم این بابا ,ده نمکی , از سرو کول هم بالا ميرن ديگه شبها راحت کپّه مرگمو میذارم!.ديگه خيالم از بابت این مردم راحت شد.
آقاجان… این ملّت دلش نميخواد به اون چيزائی که من و تو ایده آل میدونيم فکر کنه…زوره اخوی!!…این مردم ديگه نيازی به جوش زدن های آدمای زوار در رفته ای مثل من و شما ندارن که شبها هم تنها کاری که میتونن بکنن اینه که بخاطر فکر کردن به مشکلاتی که هموطنانشون دارن يخورده ديرتر به خواب برن….والا ما کسی نيستيم که فکر کردنمون خيلی چيز مهمی باشه ولی تا حالا فکر ها خودشون می اومدن و ما هم استقبال میکرديم….از این به بعد ديگه خلاص!
این ملّت میخواد حال کنه…حاليته رفيق؟… همين الان هم میخواد حال کنه…..واسشم مهم نيست که واسه يکی دو ساعت شنيدن مزه پرونی ممکنه چه چيزائی زير پا گذاشته بشه واز بين بره …واسش فرقی نداره که کارگردان این چند سا عت کيه و چه بلائی سر دوستا و برادراش آورده….گور بابای هيجده تير!…گور بابای دانشجوهای زندانی!…گور بابای آينده!…گور بابای ما و شما!….
ول کنين آقا!…ول کنين ملّت رو بذارين حال کنن..بذارين با ديدن شيکم قلنبه حاجی شريفی نيا و شيميائی زدن امين حيائی قهقهه سر بدن……چه فرقی داره واسشون که پشت پرده کيه؟…چه فرقی داره واسشون که بدونن این بابا يکبار هم محض دلخوشی به گذشتش…به کتک زدن جيگر گوشه های همين مرز و بوم…..به تيغ زدن بدن رنجور دانشجوهای مظلوم وخيلی کارای ديگش با ديده ترديد نگاه نکرده…مگه فرقی داره که جيب کی داره پر ميشه؟….مگه فرقی داره تا سالها اسم يه همچين عنصری بعنوان کارگردان پرفروشترين فيلم تاريخ سينمای ایران سوهان روحمون بشه؟… اصلا مگه اینا مهمه؟….مهم منزل رسوندن منزل حاجی شريفی نياست که از خنده ريسه برن واسش…
حالا این ملّت بياد عيدشو خراب کنه و نره فيلم همچين کسی رو تو سينما ببينه که چی بشه؟ …..نه…خدا وکيلی واسه چی؟.. .واسه احترام به میر صيافی وبلاگ نويس که واسه نوشتن راجع به مشکلات همين ملّت قدرشناس جنازش بعنوان عيدی به خانوادش تحويل داده شد؟…واسه دانشجوهائی که کارگردان این فيلم و هم پالکی هاش بجرم طلب کردن حق همين جماعت کشتن و اینداختن زندان؟..عزّت ابراهيم نژاد؟…کی هست اصلا؟!…..بريم آقا…بريم کناربذاريم يخورده باد بياد!
این جما عت واسه يه لحظه ادا اطوار ديدن همه چی يادشون میره اونوقت شما از این ملّت انتظار تحريم و مبارزه و این حرفا رو داشتين….هه هه هه….خنديدم خودشم از نوع بدجوريش!
برين آقا…..برين بذارين ما هم يه شب بی دغدغه بخوابيم و غم ملّتی رو که دوست نداره کسی غمشو بخوره, رو نخوريم!…..ای خدا…چه حالی میده اینجور خوابيدن…بقول شا عر: برندارد سر ز بالين هرکه بيدارم کند…شب همگی خوش….!
پ.ن1:
من اخراجی های يک رو فقط ديدم ..اونم با قلبی آرام و دلی مطمئن و بدون ذره ای درد وجدان دان لود کردم و ديدم!
پ.ن2:
والا من هيچوقت نمی گفتم این جما عت و هميشه میگفتم ما جما عت…ولی ایندفه فرق داره
چون واقعا ما جما عت حد اقل واسه يه همچين چيز مبتذلی رو اصولمون پا نميذاريم…..البتّه شايدم قيمت ها فرق داره!..خدا رو چی ديدین
پ.ن3:
روی سخن من با کسائیه که ميدونن این بابا چه جونوريه وموقع رفتن به سينما ککشون هم نمی گزه

آقا من خودم دو روز هم اگه فکر می کردم نمی تونستم حرف دلم رو اینجوری بزنم…
واقعا دستت درد نکنه. در تایید حرفات یه جمله از شکسپیر یادم اومد. راستی سال نوت هم مبارک.
» برخی از مردم، بزرگزتده به دنیا می آیند، بعضی دیگر به بزرگی نائل می شوند و گروهی دیگر هم هستند که بزرگی به ایشان تحمیل می گردد »
—————————————————————————————-
عيد شما هم مبارک رفيق…..ديگه قلمبه شده بود مونده بود رو دلم
خفه ميشدم اگه نميگفتم
دیدگاه توسط مجتبی — مارس 26, 2009 @ 7:21 ب.ظ. |
Jaleb bood
Man az vaghti 17 million be ahmadi nejad ray dadan khialam rahat shod. Hamoon moghe tasmim gereftam beram kharej o be fekre khodam basham. Garche doori az vatan dobare az yadam borde bood ke baba aksariat e (gharib be ettefagh) avaman. Har ki vadeye 1 loghme noon bede donbalesh rah mioftan chize dige i ham sareshoon nemishe.
دیدگاه توسط naiem — مارس 26, 2009 @ 11:29 ب.ظ. |
[...] [...]
بازتاب توسط Top Posts « WordPress.com — مارس 27, 2009 @ 12:44 ق.ظ. |
من دیشب با یکی دقیقا همین بحث شما را کردم
امیدوارم روزی این ملت آگاه بشن
دیدگاه توسط best2best — مارس 27, 2009 @ 9:22 ق.ظ. |
1:ایران امروز همه چیز رادراوج تجربه می کند.هیچکس نمی داند چه می کند؟به کجا می رود؟وفرجام این لحظه های آشفتگی چیست؟!هوای دم گرفته،زمین به ویرانی رسیده،تصاویروسخنانی که از تریپون های تبلیغاتی حاکمیت پخش می شود ومدام سعی می کند همه چیز رافوق العاده وبی نظیر نشان دهد،مقتدایی که هیچ رغبتی به شنیدن صدای پای دگرگونی ندارد،مدافعان وذوب شدگانی که شور همراهی مقتدا را به خاطر خوان بیکران نفت وکرامات خاصه ی او دارند،بندگان خاصه ای ازبارگاه قبله ی عالم که رویای ریاست جمهور!! رامی بینند،جمهوری که این روزها مثل همان کشته شده گان دارفور هستند ورفتارنماینده ی مقتدا درحمایت ازاو…عمرالبشیرمتهم اصلی درنسل کشی دارفوراست…نشان داد که این عاقبت محتوم همه ایرانیان مخالف مقتدای اعظم است،مردمی که دیگر نمی دانند کیستند؟برای چه آمده اند؟ وتاوان کدام رفتارخویش راباید بدهند که این روزهای سیاه وویرانگر به پایان نمی رسد!!
2:بیست وسوم تیرماه دربرابر هیجده تیر ماه قرار گرفت وسوم تیرماه دربرابردوم خرداد ماه قرارداده شده است.مردان مقتدا به تاسی از قبله ی خویش این مقایسه راپذیرفته اند ومصمم به تکرار دوباره ی پیروزی خویش دربرابر ساختارشکنان اصلاح طلب هستند.آنها اقلیتی…اینک قدرتمند وکارآزموده تز ازگذشته شده اند…معتقدبه ادامه راه به هربهاء بوده ومردم…ازنظرشان…تنها درشرایط تائید وضع موجود قابل دفاع وتحت حمایت حاکمیت می توانند باشند……………..
دیدگاه توسط yaghiha — مارس 27, 2009 @ 1:49 ب.ظ. |
سیدیش رو یکی از دوستام باسم کپی کرد. مدتها بعد اینکه دیدمش یکی بهم گفت کارگردانش دهنمکیه. بعد جایی خوندم دهنمکی همون دهنمکی سردسته چاقوکشهای هیجده تیره. بعد یقین پیداکردم کارگردان این فیلم کس دیگری هست که حتما دهنمکی تهدیدش کرده تا دهنش رو ببنده و شهرت رو بده به این چاقوکش.
یکروز کارگردان واقعیش معلوم میشه.
دیدگاه توسط آریو — مارس 27, 2009 @ 4:22 ب.ظ. |
فقط یک چیز یادت نره داداش. کارگردانی یک شغل تخصصی هست. مثل مهندسی. مثل مهندسی مخابرات. مهندسی معدن. سخته. تخصص میخواد. الکی نیست. کار هر دهنمکی نیست…
——————————————————–
اردتمنديم…سال نوی شما هم مبارک باشه رفيق
فعلا که اسم این بابا رو سر در این رسته تخ ص ص ی تو ایران میدرخشه!
دیدگاه توسط آریو — مارس 27, 2009 @ 4:28 ب.ظ. |
هیچکس عزیز, سال نوی خوبی داشته باشی . نوروز پیروز
—————————————————————————-
اردتمنديم…سال نوی شما هم مبارک باشه رفيق
دیدگاه توسط قانقاريا — مارس 28, 2009 @ 5:00 ب.ظ. |
دوست عزیز من خیلی مطلب راجع به این قضیه خوندم. اما یه چیزی که هست اینه که من و تو و بقیه فکر میکنیم همه ی مردم با ده نمکی اشنان و میدونن اون کی بوده و چکار کرده. نه عزیزجان بخدا خیلی ها و میتونم به جرات بگم 80 درصد اینایی که رفتن فیلمو ببینن اصلا اسم این ادم رو هم نمیدونن. اینو من دارم می بینم. نمیدونم چطور توضیح بدم تا متوجهت کنم.
مردم به چشم یه فیلم نگاه میکنن. اصلا نمیدونن کارگردانه کیه و از کدوم قبرستونی اومده
دیدگاه توسط insomnia1987 — آوریل 10, 2009 @ 10:50 ب.ظ. |
لینک زیر را ببینید تا نویسنده واقعی اخراجیها را بشناسید
http://tabnak.ir/pages/?cid=42841
دیدگاه توسط rojash52 — آوریل 11, 2009 @ 6:35 ق.ظ. |
روز بیست و هفتم اردیبهشت ماه (هفدهم ماه می ) مصادف با روز جهانی مبارزه با هوموفوبیا ( همجنسگراستیزی ناشی از ترس از همجنسگرایان ) می باشد.
متاسفانه به دلیل کمبود آگاهی های اجتماعی راجع به دگرباشان جنسی این پدیده در جامعه ی ایران بسیار فراگیر است، بنابراین بدین وسیله از شما هیچکی هیچکس عزیز دعوت می کنیم شما هم با نوشتن پستی درباره ی این معضل اجتماعی با توجه به مخاطبان بسیاری که دارید به بالا رفتن آگاهی های جامعه ی ما در این زمینه کمک کنید و به فعالین حقوق بشر در زمینه ی حقوق دگرباشان جنسی یاری رسانید
با تشکر
—————————————————————————————————————————————————————
من خيلی تخصّصی تو موارد اجتما عی ندارم
مينويسم …ميام ابروش رو بر دارم چشمشم کور ميکنيم
آرزوی موفقيت شما رو تو این راه دارم
دیدگاه توسط behrad — مه 15, 2009 @ 8:40 ب.ظ. |