هيچ الحکايات( هيچکی هيچکس)

سپتامبر 1, 2008

برخی با زورق کدامين واژ گان به وبلاگ من بدبخت می آيند!(با عرض معذرت متن شامل کلمات رکيک می باشد)

دسته: طنز — هیچكی هیچكس @ 12:51 ق.ظ
دوستان واقعا بايد منو ببخشن که این متن اینقد صريحه….آخه واقعا جور ديگه ای نميشد بيانش کردو خوشحال میشم يکی راهنمائيم کنه که چطور میشد در مورد این موضوع نوشت واین الفاظ رو بکار نبرد….بگذريم……….  شما نميدونی که وقتی پس از مدتّها …با دلگرمی دوستان دوباره سعی میکنی وقت گير بياری و وبلاگت رو راه بندازی چه آرزوهائی تو سرته……مخصوصا مطالبی که مینويسی در راستی علاقه اصليت يعنی طنز باشه….حالا بعد از اینکه يه مدّت گذشت و دوستان ..بخصوص دوستان بالاترين… مطالبت رو خوندن و يخورده پسنديدن و تاز ه داشتی يواش يواش بی جنبه بازی در می آوردی و الکی باورت میشد که وبلاگت داره پر بينّنده میشه …يهو زاپارات!!….به يه حقيقت هولناک پی میبری…….يهو کشف میکنی که بيشترين مراجعينی که با جستجوی واژ ه ها( البتّه نه از لينک های مختلف)سر از وبلاگت در می آرن دنبال چيزای ديگه ای هستن……بعداز این کشف اوّل دمغ میشی…بعد بغض میکنی…دست آخر هم خندت میگيره…….يعنی تو این مدّت واژ ه هائی ديدم که حيفم اومد ازشون باهاتون حرف نزنم…..
اصل مطلب اینه که من ذليل مرده يه مطلبی نوشتم …که کاش دستم میشکست و نمينوشتم…..بنام آقا شما …ون دادی؟…که يه مطلبی بود در مورد يه دکتر هندی که به خون میگفت کون و باقی ماجرا….این مطلب توسط يکی از دوستان هم لينک شد به بالاترين(اینجا)……….از اون به بعد هر کی تو این کهکشان بی درو پيکر ارتباطات دنبال واژ ه فرح انگيز ..ون میگرده سر از وبلاگ من بد بخت در مياره…..ولی خدائيش این تموم ماجرا نيست ..بعضی وقت ها آدم واژه هائی رو میبينه که همينجور چار شاخ ميمونه…عکسی که در ادامه مياد رو از عبارات موتور جستجو گرفتم…البتّه يخورده ويرايش کردم و واژ ه های ديگش رو از لابلاشون حذف کردم…          

بياين يه نيگه کوتاهی به بعضی از این واژ ه ها بندازيم و حدس بزنيم برخی تو وبلاگستون دنبال چی میگردن:

-(خاطرات ..ون دادن)
والا ما نفهميديم این آقا با جستجوی این واژ ه دنبال خاطرات خودش بوده يا خاطرات بقيه..شايدم دنبال خاطرات مشترک خودش
با بقيه!

-(خاطره ..ون دادن من)
چه اتو بيوگرافئی بشه این خاطره شما با این غلظت!!….فک کنم این يکی تو رشته تخصّصی اون بابا قبليه که دنبال خاطرات بود کار میکنه…ولی بازم هنوز مشخص نيست منظورش از (من) خودش بوده يا نويسنده فلک زده وبلاگ….. خدا عالمه
 
-(ک..و..ن)
این بنده خدا احتمالا زياد با مسائل تکنولوژيک آشنا نبوده و فيلتر شکن نداشته و دنبال سايتهای فيلتر نشده بوده

-(براستی ..ون چرا؟)
آری….براستی چرا؟……این بابا بنظر ميادطبع لطيفی داره و بعد ازخوندن يه شعر ازاحتمالا سهراب سپهری …حالتی عرفانی! بهش دست داده و دنبال همچين واژ ه ا ی میگشته….البتّه بنظر میرسه به بن بست فلسفی هم رسيده چون خودش هم نميدونه چرا دنبال همچين چيزی میگرده و اگه احتمالا پيداش کنه چيکار بايد بکنه باهاش……البتّه يه احتمال ديگه هم هست…..شايد طرف با خوندن این شعر معروف ایرج میرزا به این معضل عقيدتی دچار شده:
(تو طعم ک..نميدانی که چون است……وگرنه تف کنی بر هرچه …ون است)……..خدا آخر عاقبتشو بخير کنه…آمين!

-(عکس های از سکس لب گرفتن)
اینيکی بنظر مياد بين عشق زمينی و هوايی دودله…..هم میخواد از طرفش يه لب عاشقونه بگيره…هم احتمالاحسابی از خجالت طرف مقابل در بياد..اینجاس که شا عر ميگه…(ميان دو دلبرم و دو دلم)….این بلاتکليفی از جمله بنديش هم معلومه!

-(کردم تو ..ونش)
ای ددم وای ننم وای؟!..ترجيح میدم با این يکی کاري نداشته باشم و يواش از اون گوشه رد شم..رفيقمون تو وضعيت عصبه و
يهو ديدين عصبانی شده و….

-(..ون دادن من به حسن)
آخه يکی نيست بگه ..قربان شما به حسن خان ..ون دادين …اونوقت تو وبلاگ ما دنبالش میگردين؟…..حد آقل برين تو وبلاگ حسن آقا دنبالش بگردين.

-(..ون آقا میکنی؟)
نه قربان..صرف شده!..شما لطف دارين!…..ایشون احتمالا بيشتر از وبلاگستون در راستای تبليغات و تجارت بهره میگيره

-(..ون آقا)
اوه…اوه…موضوع سياسی شد!!….غلط نکنم این يکی از آن اپوزوسيون های دو آتيشه نظامه و دنبال فرصت میگرده انتقامش يا شايد هم حقش رو از این نظام بگيره…..خدا رو چی ديدين ..شايد يه روز هم گرفت!

-(يه سايت میخوام سکسی)
شرمنده داداش……داشتيم تموم شد!…حالا شما آخر هفته يه سری بزن ببينيم چی میشه…يکی هست مال يه خانم دکتريه….باهاش فقط میرفته تا مطب و بر میگشته!

-(..ون هندی/ ..ون بنگلادشی)
این ديگه خيلی کارش درسته و از اون گزيده کاراس و بصورت تخصّصی تو این زمينه ژرف فعاليت میکنه……شايدم رشته تحصيليش جغرافی..چيزی باشه…

-(..ون دکتر-..ون دادن به دکتر)
این ديگه شاهکاره…..والا من نميدونم ولی اصولا کسی که میره پيش دکتر بايد مريض احوال باشه و حال خودش رو نفهمه…..
حالا چطور ممکنه تو اون شرايط که دکتر داره معاينه میکنه و هزار تا درد تو جون مريضه ,فکر ..ون مبارک دکتر از پشت اون روپوش بلند و سفيد به ذهن آدم خطور کنه و بفکر دادو ستد ..ون با دکتر باشه….والا ژول ورن لنگ مينداز ه پيش اینهمه قوه تخيل!…بخدا موندم

خلاصه بنظر ميرسه جويندگانی که برای يافتن این اکسير جوانی افسانه ای به وبلاگ این حقير مراجعه ميکنند نهايتا با يک فحش آبدار اینجا رو ترک ميکنن و صد البتّه با يه ..ون سوخته!!…..
حالاشما که غريبه نيستين….. لغاتی هم بودن که من مجبور شدم سياهشون کنم که نشان از عمق فاجعه ا ی بود که جامعه ما باهاش مواجهه..ولی فعلا این جنبه رو بی خيال….نمی خوام فرياد وا مصيبتا سر بدم …که….آی اخلاق جامعه ال شدو بل شد….چرا که در این زمينه مطلب زياد نوشته شده و من هم تخصّصش رو ندارم……..اینا رو نوشتم …فارغ از همه چی…. يخورده بخنديم….ا گر چه خنده ای تلخ!……….همين..فردا روز ديگريست..

پ.ن:مجبور بودم همه جا از (..ون) استفاده کنم تا دوباره ناوگان زورق سواران جستجو گراین واژ ه افسونگر هجوم نيارن اینجا!   
لينک دائم در بالاترين
 

تا کنون 6 نظر داده شده »

  1. آقا تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها!
    —————————————————————
    والا شما اگه چيزکی پيدا کردی…..اونائی هم که دنبالشن پيدا ميکنن تو وبلاگ ما
    نکنه شما هم با این زورق ها اومدی?:)

    Comment با کرم کتاب — سپتامبر 7, 2008 @ 5:34 ب.ظ |

  2. وووئه! عجب مطلبی است آقا! باید یک تیم روان‌شناسی و یک تیم جامعه‌شناسی بسیج کنیم تا این کلمات کلیدی رو چک کنن و یک تحلیل از وضعیت ِ جامعه‌ی ایرانی ارائه بدن!
    …ون بنگلادشی!؟! خدای من! آخه تو رو خدا شما بگین! نوع ِ بنگلادشی ِ …ون با نوع ِ غیربنگلادشی‌اش چه تفاوتی می‌کنه!؟ نه جان من! چه تفاوتی می‌کنه؟
    باز این خوبه! طرف زده “گذاشتمش+…ون!” ! خدای من! عجب فاجعه‌ای است این باز!
    “…ون آقا” هم که اصلاً معلوم نیست کسره‌ی اضافه داره بین دو بخشش یا نه اما چه داشته باشه و چه نداشته باشه خودش ختم خنده است!
    ایول! چندین ماه بود که این‌قدر اساسی نخندیده بودم! حتی به نوشته‌های ابراهیم نبوی (که به نوشته‌های آقای نبوی باید گریست!)
    پاینده باشید آقا!
    ———————————————————————————————————–
    شما لطف داری….. والا من خيلی تخصصش رو ندارم که فرقشون رو بگم:))
    ولی این مطلب هم فک کنم نهايتا گريه دار باشه!

    Comment با livebee — سپتامبر 15, 2008 @ 5:36 ق.ظ |

  3. بعضی ها دچار کرم کون هستند! شما ببخشید!
    ————————————————————
    چاکريم فضول جان
    والا من بخاطر خودشون میگم که اميدشون نا اميد میشه
    و کونشون میسوزه!

    Comment با فضولباشی — سپتامبر 28, 2008 @ 5:48 ق.ظ |

  4. در زمينه طنز طبع لطيفي داريد. بيشتر كاركنيد
    ———————————————————————–
    سياه مشقی میکنيم ديگه!
    مخلصيم

    Comment با iranchess — سپتامبر 28, 2008 @ 6:16 ق.ظ |

  5. خیلی جالب بود…
    خیلی
    حتما لینک میدم
    مخصوصا به خاطر شغل ما اون قسمت دکترش واقعا جالب بود ، هم گفتار شما ، هم گفتار اونا و هم …
    دوست گرامی موفق و پیروز باشی
    ———————————————————————————————-
    لطف داری رفيق
    شما هم موفق باشين

    Comment با 1dentist — سپتامبر 28, 2008 @ 5:37 ب.ظ |

  6. بسی خندیدیم آقا :) ))))
    بازم از اینکارها بکن. اصلاً یک پیشنهاد : ماهی یکبار کلیدواژه های سرچ شده ویزیتورهای بلاگت رو بذار با هم بخندیم… ایندفعه که کلی حال داد. چند وقتی بود که اساسی نخندیده بودم.

    ولی گذشته از شوخی، این بر میگرده به سیستم قدرتمند وردپرس که با موتورهای جستجو مخصوصاً گوگل خیلی سازگاره. طرف توی بلاگفا یا پرشین بلاگ خودش رو میکشه وبلاگ س.ک.س.ی راه میندازه، توی هر مطلبش هم صد بار اسم ک…س و ک..و…ن میاره اما توی سرچ گوگل اون آخر آخراست. اما اگه توی وبلاگای وردپرس حتی اشاره هایی کوچیکی به این قضایا بکنی، توی سرچ گوگل اون بالا بالاها هستی.
    ———————————————————————————————
    البتّه به خيلی سيستمهای قدرتمند ديگه هم برميگرده!!!!!
    اصلا بنظر میرسه این واژ ه خودش يکی از قدرتمندترين سيستمهاست!
    مخلصيم

    Comment با ایمان — سپتامبر 29, 2008 @ 1:36 ب.ظ |


RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. آدرس دنبالک

دیدگاه‌تان را بنویسید:

ببخشید، برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید

وبلاگ روی وردپرس.کام.