آخيييييييش…..راحت شدم…بلاخره ما هم صاحب وبلاگ شديم….يه چن وقتي ميشد خورش افتاده بود به جونم بد…..مثل كسايي كه ميبينن دو…سه هزار نفري دارن تو يه مسابقه ماراتون ميدون…اونوقت اين بابا كه فكر ميكنه قهرمان دوه داره يواش يواش راه ميره اونم خلاف جهت و توي مملكت غريب!!؟؟…..خلاصه اميد است كه اين كارم هم به سرنوشت كارايه نيمه كاره ديگم دچار نشه….همون كارائي كه يه زماني فكر ميكردم اگه انجام ندم يكي از چرخدندهاي دنيا دچار گيريپاچ ميشه(راستي چرا نشد؟؟)……خلاصه اين مشكل فارسي تايپ كردن رو اگه حل كنم 6 سيلندر در خدمت خواهم بود…….بدجوري ها
آگوست 30, 2007
No Comments Yet »
هنوز دیدگاهی داده نشده.
