هيچ الحکايات( هيچکی هيچکس)

ژوئن 28, 2009

صدا و سيما قبل از انتخابات از کودتا خبر داشت!

دسته: جدی-سياسی — هیچكی هیچكس @ 3:06 ب.ظ

يادمه دو سه روز قبل از انتخابات ما تو لبنان انتخابات پارلمانی بود,داشتم تو وب طبق معمول چرخ میزدم که فهميدم حزب الّله لبنان تو پارلمانشون شکست مفتضحانه ای خورده…ته دلم خيلی حال کردم..پيش خودم گفتم برم اخبار ایران رو گوش کنم و ببينم چطور صدا سيما تو این خبر دست و پا میزنه و میخواد این شکست رو ماسمالی کنه و با آسمون ريسمون بافتن شيخ پشمک رو پيروز میدون اعلام کنه…اخبار رو که گوش دادم خشکم زد…ديدم اخبار خون مثل يه راديو تلويزيون دمکراتيک نه تنها شکت رو خيلی راست و حسينی و بدون هيچ شيله پيله ای ا علام کرد بلکه چند دقيقه بعدش خود شيخ پشم الّله اومد و زل زد تو چشای بينندگان و خيلی راحت شکست حزبش رو قبول کردو به رقيبش تبريک گفت و ا علام کرد که هر کی تو انتخابات شکست بخوره بايد به اراده مردم احترام بذاره و خواسته هاش رو از طرق مسالمت آميز پی گيری کنه!!!جل الل خالق…صدا سيمای ما و این ناپرهيزی ها…اوّل کانال رو چک کردم که ببينم نکنه اشتباهی دارم ماهواره رو نيگا میکنم ..ولی نخير……صدا و سيمای خودمون بود…همون صدا و سيمائی که بارها تو دروغگوئی و خيانت به مردم امتحانش رو پس داده…يهو يه دلشوره ای گرفتم…آخه چی شده بود که ایندفعه بدون هيچ بامبولی این حرفا رو پخش کرده بودن..اونم در مورد شکست طفل شيرينشون حزب الّله!…يه جای کار بدجور میلنگيد…ولی پيش خودم فکر کردم شايد اینو واسه طرفدارای محمود پخش کردن که بعد شکست شلوغ نکنن..آخه من چه میدونستم اینا اینقدر وقيحن…حالا میفهمم اون لالايی ها رو واسه ما مردم داشتن میخوندن وزمينه افکار رو بخيال خودشون داشتن واسه کودتا آماده میکردن …ولی حالا بنظر مياد که بقيه ماجرا رو نخونده بودن….حالا بايد بچرخن تا بچرخيم!

لينک در بالاترين

ژوئن 19, 2009

اطلا عيه مهم وزارت کشور :مهندسی انتخابات نبود..مهندسی معکوس انتخابات بود!

دسته: طنز — هیچكی هیچكس @ 5:39 ب.ظ
وزارت کشور طی ا علاميه مهمی از تمامی ملّت هميشه در صحنه درخواست کرد از آنجائی که این وزارتخانه معظم پس از زحمات شبانه روزی ابتدا نتايج کلّی و سپس نتايج استان به استان و در پی آن نتايج شهر به شهر و اکنون نيز بعد از گذشت يک هفته نتايج صندوق به صندوق را ا علام کرده است در صورت تمايل بجای استفاده از واژه موهوم مهندسی انتخابات از واژه مهندسی معکوس انتخابات استفاده گردد تا شبهه ای برای کسی باقی نماند!
و من الّله توفيق

لينک در بالاترين

ژوئن 14, 2009

محمود…يه مثبت منفی اشتباه کردی ,این قضيه با سهميه بندی بنزين فرق داره !

دسته: سياسی — هیچكی هیچكس @ 3:46 ب.ظ
محمود جان…من شما را دوست دارم ولی بايد بگم اطلا عاتی که از مردم به شما دادند
غلط است!!… میدونم فکر همه جا رو کردين…ولی شايد مسئله انتخابات با مسئله سهميه بندی بنزين يه کوچولو فرق داشته باشه ها…پيش خودت گفتی ایندفعه هم مثل شب سهميه بندی يخورده شلوغ میشه و بعدش اوضا ع روبه راهه…ولی بنظر مياد مردم ایران رو خوب نشناختی…مخصوصا وقتی به ناموس شون تعرض میشه…همه مثل اونائی که ميان واست پرچم هوا میکنن نيستن قربونت..

لينک در بالاترين

آقا يه پيشنهاد کوچولو واسه راهپيمائی فردا…

دسته: جدی-سياسی — هیچكی هیچكس @ 2:49 ب.ظ

اگه این راه پيمائی فردا که میر حسين گفته انجام بشه… میدونيم که چقدر مردم ميان تو خيابونا…خيلی راحت میشه همشون يجا که جمع شدن همونجا تحصن کنن و بشينن وسط خيابونها تا وقتی انتخابات باطل شه….بدون هيچ خشونتی!…قشنگ با خودشون هم تنقلات ببرن و گل بگن و گل بشنون…مطمئن باشين با اون تعداد جمعيت … ضد شورش هم هيچ غلطی نميتونه بکنه…تو تموم دنيا هم این بسته شدن انسانی خيابون ها که تو نوع خودش حرکت کم سابقه ايه پخش میشه…خوب فکر میکنين با این وضع حکومت چند روز بتونه مقاومت کنه و نتايج رو باطل نکنه؟

لينک در بالاترين

ژوئن 9, 2009

احمدی…احمدی…شاااخص فلاکتی!

دسته: سياسی — هیچكی هیچكس @ 2:11 ب.ظ

پيرو علاقه وافر رئيس جمهور محجوب جناب آقای احمدی نژاد به مباحث علمی و نشان دادن آمار و ارقام و نمودارهای اقتصادی و در ادامه مناظره ایشان با جناب رضائی و مطرح شدن شاخصی جديد بنام فلاکت! …بدين وسيله شعار علمی-اقتصادی فوق جهت استفاده بهينه در روز های پايانی تقديم محضر ملّت هميشه در صحنه میگردد.
و من الّله توفيق
خرداد يک هزارو سيصد و هفتاد و هشت

لينک در بالاترين

ژوئن 7, 2009

آقا يک کلمه…نه بيشتر…نه کمتر…احمدی نژاد بايد بره!

دسته: جدی-سياسی — هیچكی هیچكس @ 3:36 ب.ظ

آقاجان من ديگه کار ندارم به کروبی می خوايم رای بديم يا موسوی…يا حتّی به اون بابا رضائی …من ديگه کار ندارم رای دادن چه میدونم مشروعيت نظامه يامکروهيت اون…من ديگه کار ندارم رای دادن خيانت به آرمان های وطنه يا رای ندادن اوج حماسه و دليری و عمليات پارتيزانی…من کار ندارم کروبی از این و اون پول گرفته يا اعدامها زمان موسوی رخ داده(که البتّه بعدا به این ها هم رسيدگی میشه)…من فعلا و فقط بعد از این مناظره ها با يه چيز کار دارم:
احمدی نژاد بايد بره!
من اون اوايل..و حتی تا قبل از این مناظره ها پيش خودم فکر میکردم این بابا حالا يه دری به تخته خورده و دو تا سفر خارجی رفته بنده خدا جوگير شده…فکر میکردم اینی که میگه يه معلم سادست پر بيراه نميگه و این دوستای بيشرفشن که دارن از سادگيش استفاده میکنن و مال مردم رو بالا میکشن..فکر میکردم این که میگه با مافيای اقتصادی میخواد مبارز ه کنه شايد واقعا بخاطر مردم باشه و نه بخاطر آتو گرفتن از بقيه…
.ولی تو این مناظره ها چهره واقعيش رو ديدم…ديدين تو این فيلمای تخيلی يه جونور کوچولو که بظاهر خيلی هم مظلومه يدفه تبديل به يه هيولا میشه…دقيقا مثل همون صحنه ها…تو چهرش يه مار افعی ديدم که تمام بدبختی های چهار ساله این مردم بنظر میرسه بدون برو برگرد به شخص خودش بر میگرده..فکر کنم همه ما این تيپ افراد رو میشناسيم و باهاشون برخورد داشتيم…موجودات لزجی که مخصوصا بعد از انقلاب معلوم نشد از حلقه کدوم نظريه تکامل يکدفعه خودشون رو نشون دادن و مثل ويروس همه جا پخش شدن…افرادی که اصلا واسشون لذت بخش نيست که از راه معمول و درست به مقاصدشون برسن…افرادی که به تمام معنا ضد ارزش ها رو ارزش میدونن و بهشون زرنگی میگن…افرادی که اگه يه روز دروغ نگن شب خوابشون نميبره…يه روز پرونده سازی نکنن احساس نا امنی میکنن…يه روز مثل انگل از دسترنج بقيه نخورن احساس گشنگی میکنن…يه روز از بقيه مردم پلّه واسه رسيدن به پست و مقام های بالاتر نسازن احساس در جا زدن میکنن…يه روز سرنوشت يه بنده خدا رو عوض نکنن تو رسالتشون احساس شکست میکنن…واسه همه ما رفتار این قبيل افراد آشناست…يه غده سرطانی به تمام معنا که نمونه هاشون رو همه جا ديديم…تو حلقه گزينش واسه کنکور و طرح پاکسازی کارمندان و فرهنگيان تو سالهای نچندان دور…تو کميته انظباطی دانشگاه ها…تو حراست ادارات و …هزار سوراخ سمبه ديگه
کسانی که ضريب لزجتشون بسته به میزان وقاحتشونه واگه يه روزم گير بيفتن مثل يه مار اینقد به خودشون میپيچن و ده برابر چيزی که خودشون بهش متهمن رو به ديگران نسبت میدن که بالاخره بتونن بلغزن و خودشون رو رها کنن…
دوباره بر میگرديم سر خونه اوّل…چيکار می خوايم بکنيم نميدونم…چه روشی رو میخوايم واسه رسيدن به هدف
انتخاب کنيم کاری ندارم…میخوايم رای بديم…آگاه کنيم…فيلم بسازيم…
من فقط يه چيز میدونم…این غده سرطانی رو با هر خسارتی شده بايد کند و اینداخت بيرون…احمدی نژاد بايد بره!

لينک در بالاترين

ژوئن 4, 2009

در باب افشاگری های مناظره موسوی – احمدی نژاد:والا ما میدونستيم بدبختيم ولی ديگه نه اینقد!

دسته: جدی-سياسی — هیچكی هیچكس @ 3:53 ب.ظ
میگن يه بابائی میخواسته عريضه بنويسه ولی سواد نداشته…میره پيش يه عريضه نويس و ازش میخواد واسش يه نامه بنويسه…طرف شروع میکنه به نوشتن و این بابا هم شروع میکنه با آب و تاب از بدهکاری ها و بدشانسی ها و مريضی ها و نامردی ها و تصادف ها و هزار تا کوفت وبدبختی ديگه داد سخن گفتن…نامه که تموم میشه از نامه نويس میخواد يه بار واسش بخونه…عريضه نويس همينطور که نامه رو میخونه میبينه طرف داره زار زار گريه میکنه ازش میپرسه : (آخه چرا گريه میکنی… من که هر چی خودت گفتی نوشتم!)
طرف میگه…والا من تا حالامیدونستم بدبختم ولی ديگه نميدونستم اینقده بدبختم!
حالا حکايت افشاگری های مناظره ديشبه که ما میدونستيم ملّت بدبختی هستيم ولی ديگه…

لينک در بالاترين

ژوئن 2, 2009

چی بسرمون اومده که به ياران دبستانيمون پشت کرده ايم؟

دسته: جدی-سياسی — هیچكی هیچكس @ 1:51 ق.ظ
من با اونائی که با مد سبز حال ميکنن و روبان سبز اینور اونورشون ميبندن و سوار موج به اصطلاح سبزميخوان به موسوی رای بدن کار ندارم…من با اونائی که ميگن موسوی خيلی باحاله چون زمان جنگ نخست وزير بوده وسيگار رو گرون نکرده حرفی ندارم…من با اونائی که تو رويا ميبينن اگه موسوی بيادميتونن تيپ براد پيت و آنجلينا بزنن و تو خيابونا جولون بدن کاری ندارم…من حرفم با اونائی نيست که ميگن چون موسوی نقاش و هنرمند خوبيه پس لايق رئيس جمهور شدن هم هست…من حتّی با اونائی که از بغض احمدی نژاد حاضرن به خود خامنه ای هم رای بدن چه برسه به موسوی هم کار ندارم
روی صحبت من فقط با دانشجويانيه که ميگن واسه رای دادن به موسوی همين بس که خاتمی پشتشه…بحث من نفس عمل نيست که این يه روش موثره که مردم ببينن افرادمعروف از کی حمايت ميکنن تا بهش رای بدن(بگذريم از اینکه خود جناب موسوی خيلی باحمايت خاتمی حال نميکنه و اگه بشه از زيرش در ميره!)
ولی من يه سئوال از این دوستان دارم:
اگه ملاک رای دادنمون اینه که ببينيم کی از کی حمايت ميکنه آيا دفتر تحکيم واسه اینکار لايقتره يا جناب خاتمی؟…آيا دفتر تحکيم بيشتر پای حرفاش وايستاده و هزينه داده ياآقای خاتمی؟…آيا ا عضای دفتر تحکيم بيشتر تو راه ا عتقاداتشون که دفا ع از حق همين مردم بوده شکنجه شدن يا جناب خاتمی؟…آيادفتر تحکيم هر وقت بهش نياز داشتيم صحنه رو خالی کرده يا جناب خاتمی؟…آيا دفتر تحکيم به آمال و آرزوهای مردم تا بحال پشت کرده يا آقای خاتمی؟آيا مجيد توکلی ها..احمد قصابان ها..احسان منصوری هاو صدها دانشجوی زجر کشيده ديگه واسه دنباله روی شايسته ترن يا جناب خاتمی؟
خوب حالا شماهائی که بجای تحقيق ,تقليد رو سر لوحه انتخابتون قراردادين و دنبال مرجع تقليد ميگردين…وجدانتون رو قاضی کنين و ببينين کدوم مرجع قابل اطمينان وقابل اتکاتره؟…آيا جناب خاتمی که بارها امتحانش رو تو این مواردپس داده لايقتره يا ياران دبستانی از جنس خودمون که ترکه بيدادو ستم ,مثل همه ماهنوز رو تنشون مونده؟
مائی که هميشه معتقد بوديم هيچکی جز من و تو نميتونه دردامون رو چاره کنه حالاچی بروزمون اومده که دنباله رو ديگران شديم و پشت کرديم به يارانمون…
يه لحظه از موج پياده شيم…يه نفس عميق بکشيم ويخورده بيشتر فکر کنيم…هنوز زمان باقيست

لينک در بالاترين

می 27, 2009

نميدونم…ولی شايد يکبار ديگه به شايدها دل ببندم!

دسته: جدی-سياسی — هیچكی هیچكس @ 8:21 ب.ظ

آره …ممکنه رای بدم…ممکنه به موسوی رای بدم…يا نه…به کروبی …ولی صادقانه بگم انگار ته دلم به این کار راضی نيستم…شايد خيلی از ماها تو این حس مشترک باشيم ولی من میخوام اینجااعتراف کنم و بدون رودرواسی بگم چرا اینبار از معدود دفعاتيه که شايد کاری رو انجام بدم که از ته دل راضی نيستم… اونم وقتی هيچ اجباری واسه انجامش ندارم
اوّل:چرا اصولا این رای دادن از ته دل نيست؟
از موسوی شروع میکنم…والا خيلی دوست دارم بخودم بقبولونم موسوی همونيه که همه منتظرش بوديم…همونيه که میتونه تو رسيدن به اهدافمون ياريمون کنه…مگه اهداف ما چيه؟…جز بدون دغدغه اعتراض و نقد کردن؟…بدون واهمه نوشتن؟…ساختن دوباره وطن؟…آره خيلی دوست داشتم که عميقاموسوی رو باور میکردم ولی وقتی رو حرفاش دقيق میشم میبينم حرفا و وعده ها آشناست…همون چيزائيه که بارها حتّی قشنگتراش رو تو گوشمون خوندن…حتّی میبينم خود موسوی هم وقتی این وعده ها رو عنوان میکنه اعتماد بنفس کافی نداره و وارد جزئيات نميشه…میبينم وقتی هزاران جوون واسش ابراز احساسات میکنن مثل آدمی که بزور به مجلسی برده شده باشه از رو ناچاری دستی واسشون تکون میده ولی بنظر میرسه باورشون نداره…میبينم حتّی عارش ميادعکس بعضی از جوونائی که براش احساسات بخرج میدن رو تو وبسايتش بذاره و اونا رو سانسور میکنه…از طرفی احساس میکنم بعضی وقتها اینهمه استقبال رو که میبينه خودش هم بهت زده میشه و ترس ورش ميداره و يواش از خودش میپرسه: من اینجا چيکار میکنم؟!…میبينم حرفائی که میزنه از ته دلش نيست و از روی سناريوئيه که اطرافيانش واسش نوشتن…حتّی اوج و فرودهای سخنرانی هاش…میبينم بعضی سئوالات اساسی رو اینقدر با صدای آهسته و کلّی جواب میده و ازروشون سريع رد میشه که بشه بعدها براحتی تکذيبشون کرد…پس لاجرم بر دل نمی نشينه حرفی که از دل بر نميخيزه…اصلا بنظر مياد خود ميرحسين هم با موجی که راه افتاده مسيرش داره تعیين ميشه وگرنه اگه دست خودش بود تو این چند صباح باقيمونده همون بوم و قلمو رو ترجيح ميداد به بدوش کشيدن يه همچين بار گرونی…سرنوشت ملّت ایران!
اونور رو نيگاه ميکنم…کروبی رو ميبينم با تيمی بظاهر معقول تر و برنامه هائی با جزئيات بيشتر…خيلی دوست دارم باور کنم که عمل به این برنامه ها همون حداقل هائيه که سالهاست به اجرای اونها راضی نيگه داشته شديم …ای تفو بر تو چرخ گردون که بايد تو این دوره و زمونه با وعده آزادی بيان و زندانی نشدن و کتک نخوردن و…و…و از خود بيخود بشيم…خودشم فقط با وعدشون!
آره ممکنه به کروبی رای بدم ولی مطمئنا از ته دل نيست…وقتی حرفای پر حرارت ولی شتابزده شيخ رو ميشنوم ياد فروشنده ای ميفتم که ميخواد به هر قيمتی شده متاعش رو بفروشه و ميگه:آقا شما بخرين…بعدش بيشتر صحبت ميکنيم؟!…ولی متاسفانه این بعد ممکنه خيلی دير باشه …مخصوصا که به فروشنده ها اطمينان نداشته باشی
آره ممکنه رای بدم…خيلی هم دلم ميخواد سوار این امواج پاک احساسات بشم و از همراهی با هموطنانم لذت ببرم…آخه این لذت رو يبار با تموم وجودتو 18 تيرتجربه کردم…ولی حيف که خوشحالی اینبار واسه من و خيلی از ماها از ته دل نيست…واسه ماهائی که عادت کرديم حد اکثری فکر کنيم و به حد اقل ها راضی!
دوّم:پس با این تفاصيل چرا ممکنه رای بدم؟
من اگه رای بدم فقط و فقط واسه احترام به اشک اون مادريه که نميخواد حرفای مسببين آزار جگر گوشه دانشجو و وبلاگ نويسش تو تلويزيون و هزارخراب شده ديگه هر روز سوهان روحش بشه و با دستای نحيفش به اميد اونروز ميخواد بره و رای بده
من اگه رای بدم فقط بخاطر شور و احساس پاک اون جوونيه که بدنبال يه روزنه واسه نفس کشيدن سر از پا نميشناسه…
من اگه رای بدم فقط بخاطر اون دانشجوئيه که شايد بتونه حرفش رو بزنه و شکنجه نشه …و وا اسفا که فقط شايد!
من اگه رای بدم فقط و فقط بخاطراون کارگريه که تو این چهار سال از شرمندگيه زن و بچش له شده و ديگه نميخواد هر روز مديرای بی کفايتش با دروغ هاشون نمک به زخمش بپاشن…و فقط هم به این نمک نپاشيدن راضيه ,وگرنه با زخمها که سالهاست ميسوزه و ميسازه

آره آقا ميدونم…ميدونم اینا همه نشانه های احساساتی شدنه…ميدونم آخر کار ممکنه همين بشه که این چهار سال شد…ميدونم این به حد اقل راضی شدن ها ممکنه عاقبت خوشی نداشته باشه…اصلا وقتی انگيز ه کاری بغض معاويه باشه بايد پی عاقبتش رو به تن ماليد…والا همه اینا رو ميدونم …ولی دردم رو به کی بگم؟…آخه نميشه که مردم رو فراموش کرد و واسه رسيدن هر چی سريعتر به ايده آل هامون ذوب شدن ذره ذره مردم رو ديد …پيش خودم فکر ميکنم شايد و فقط شايد بشه با اینکار ذره ای از رنجی که ملّت ميبره کم کردو از فرصتی که بازم شايد بوجود بياد استفاده کرد و واسه آينده عقلانی تر تصميم گيری کردو این شايدها رو به بايدها تبديل کرد…نميدونم…شايدم دارم کار اشتباهی ميکنم…شايد اگه…شايد…
ای لعنت به این شايدها!

لينک در بالاترين

می 18, 2009

نامردم اگه به موسوی رای ندم بشرطی که…!

دسته: جدی-سياسی — هیچكی هیچكس @ 4:02 ب.ظ

آقا همين اوّلش بگم من نه تحريميم نه غير تحريمی يعنی راستيتش هنوز تصميم قطعيم رو نگرفتم….ولی اگه يه مرد پيدا بشه به این سه تا سئوال من جواب بده نامردم اگه به جناب موسوی رای ندم…
 اصلی ترين ایرادی که به جناب موسوی وارد دونسته شده کشتارهای دهه شصته… کشتارهائی که واسه بعضی ها خيلی خطرناکتر از چيزيه که ما فکر ميکنيم…يادمون باشه که مستبدی مثل صدام نه بخاطر حکومت مستبدانه چند دهه ايش..نه بخاطر کشتار صد هزاران ایرانی… بلکه فقط و فقط بخاطردست داشتن در قتل چند شهروند عراقی ا عدام شد…پس ميتونيم مطمئن باشيم که قضيه قتل عام زندانيان سياسی دهه شصت يکی از موارديه که در آينده بيشتر ازش خواهيم شنيد و ميتونه به پرقدرت ترين ابزار برای مدافعان حقوق بشر تبديل بشه
خوب برميگرديم سراغ جناب موسوی…طرفداران ایشون که اینجا مخاطب من و امثال من هستن… ادعا میکنن که ایشون روحشون هم از این اعدامها خبر نداشته و تقصيری در این ماجرا متوجه ایشون نيست و ا عمال قوه قضائيه ربطی به جناب موسوی نداشته…. البتّه اینکه جناب موسوی روحشون هم نميتونسته از این ماجرا خبر داشته باشه که شعاری بيش نيست چرا که وقتی حتّی مردم معمولی هم از این امر کم و بيش مطلع بودن حتما روح بالاترين مقام اجرائی کشور هم در همون حد کم و بيش بايد خبر میداشته است… ولی اینکه ایشون مستقيما در این قتلها دست نداشته امری پذيرفتنی میتونه باشه ولی آيا این امر از مسئوليت های ایشون در آنزمان میکاهه؟
جناب موسوی در این مرحله از تاريخ بايد تکليف خودش رو با این امر صراحتا مشخص کنه که ایشان موافق این ا عمال بوده يا مخالف آنها(قسم به منشور حقوق بشر خيلی کار خوبيه ولی زيادی کلّيه… ما به همين موضع گيری صريح هم بسنده میکنيم)…ایشون اگر موافق اعدامها بوده که فرقی با دست داشتن مستقيم نداره ولی اگه مخالف بوده:
1-چرا ایشون که همواره خودش رو مردی پايبند اصول اسلامی معرفی کرده بدون توجه به تاکيد فراوان همين اسلام در مورد دفا ع از حق مظلوم …هيچ عکس العملی حتّی در حد يک اعتراض ساده هم در اونزمون از خودشون نشون ندادن؟

2-فرض کنيم که مقتضيات زمان مانّند جنگ مانع از این بود که ایشون عکس العملی از خود نشون بده…چرا اکنون که سالها از اون مقتضيات فاصله گرفته ايم ایشون صراحتا بيان نميکنه که با این ا عدامها مخالف بوده ولی کاری از دستش بر نميومده؟… چرا صراحتا ا عمال اونزمون خودش رو صادقانه نقد نميکنه و مردم رو محرم نميدونه و به پنهان موندن اونها اصرار داره؟

3-دوباره فرض کنيم که ما اشتباه میکنيم و سئوالاتی که پرسيديم وارد نبوده و حتّی اعتراض به این ا عدامها هم در حوز ه اختيارات مقام اجرائی کشور نبوده …پس چرا جناب موسوی در سخنرانی های انتخاباتيش تمام مشکلات کنونی رو از چشم احمدی نژاد میبينه و اون رو مقصر تمام کاستی ها میدونه مگه احمدی نژاد اختيارات تام داره که بايد پاسخگوی تموم مسائل باشه؟…( البته از نظر خود من هم احمدی نژاد بايد پاسخگوی مشکلات بوجود آمده باشه هم موسوی بايد در مورد مسائلی که در زمان نخست وزيريش بوجود اومده حد اقل يک توضيح قانع کننده بده)

خوب این سئوالاتی بود که واسه من حقير که تو برزخ رای دادن و ندادن گير کردم بوجود اومده که خوشحال میشم طرفداران جناب مهندس و خود جناب موسوی جواب قانع کننده ای واسشون داشته باشن چرا که فردا روزی اگه رئيس جمهور شدن بايد به این سئوالات بطور شفاف پاسخ بدن و راه فراری از جواب دادن نخواهند داشت و اصولا بهيچ عنوان برازنده يک رئيس جمهور احتمالی نيست که هميشه پاشنه آشيلی در مصاحبه ها داشته باشن

 

لينک دائم در بالاترين

برگه‌ی بعد »

وبلاگ روی وردپرس.کام.